بهرام صادقی

بهرام صادقی در ۱۵ دی ۱۳۱۵ در نجف‌آباد به دنیا آمد. او چهارمین و آخرین فرزند حسین‌علی صادقی و جهان‌سلطان بود. مادرش علاقه به شعر فارسی را در بهرام ایجاد کرد.

او دوران ابتدایی را در دبستان دهقان نجف‌آباد گذراند و سپس به همراه خانواده به اصفهان نقل مکان کرد و در دبیرستان ادب اصفهان مشغول به تحصیل شد. در آن‌جا با محمد حقوقی آشنا شد که مدتی بعد در زمینه شعر و نقد ادبی به شهرت رسید.

صادقی در سال ۱۳۳۴ پس از قبولی در رشته پزشکی دانشگاه تهران، اصفهان را ترک کرد و مقیم تهران شد.در سال ۱۳۴۵ قبل از پایان تحصیلات پزشکی، راهی خدمت سربازی شد و پس از گذراندن دوره آزمایشی، دوران خدمت خود را در سپاه دانش در یاسوج گذراند.

در سال ۱۳۴۷ به تهران بازگشت و در کلینیکی در کرج مشغول طبابت شد و در کنار آن تحصیلات خود در دانشگاه تهران را نیز ادامه داد و مدرک پزشکی خود را در سال ۱۳۵۳ دریافت کرد.

صادقی باقی عمرش را در تهران گذراند، به‌جز دو دوره کوتاه در سال‌های ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ که برای شرکت در جنگ ایران و عراق راهی دزفول شد.

سال‌های پایانی عمر کوتاه بهرام صادقی به درگیری با اعتیاد به موادمخدر گذشت. تقریبا دست از نوشتن کشیده بود و خلاقیتش در اپیزودهای نامنظمی اوج می‌گرفت و در این دوره‌ها داستان‌های جدیدش را شفاها برای دوستانش تعریف می‌کرد.

صادقی در ۱۲ آذر ۱۳۶۳، یک سال پس از مرگ مادرش که تاثیر ویرانگری بر زندگی او گذاشت، در ۴۸ سالگی بر اثر ایست قلبی که به احتمال زیاد ناشی از مصرف شدید موادمخدر بود، درگذشت. 


بهرام صادقی نوشتن شعر و نثر را از نوجوانی آغاز کرد. در دبیرستان با نام مستعار «صهبا مقداری» (که در واقع مقلوب نام اصلی بود) شعر می‌سرود و اشعارش در مجله‌های ادبی نیز منتشر می‌شد. هرچند با ادبیات کلاسیک فارسی و عروض و قافیه آشنا بود اما به پیروی از نیما یوشیج به سرودن شعر نو رو آورد.

شهرت صادقی به عنوان یک نویسنده مدرنیست در دهه ۲۰ زندگی او و زمانی آغاز شد که داستان‌های کوتاه او در مجلات روز منتشر شدند. این همزمان با وقوع رویداد تاریخی کودتای ۲۸ مرداد در سال ۱۳۳۲ بود که تاثیر بسیار عمیقی بر روح و روان ملت ایران گذاشت. اولین داستان کوتاه او «فردا در راه است» نام داشت که در سال ۱۳۳۵ در مجله ادبی سخن منتشر شد. پس از آن، چندین داستان کوتاه مشهور او مانند «وسواس»، «سراسر حادثه»، «اذان غروب»، «تاثیر متقابل» و «آقای نویسنده تازه‌کار است» در مجله سخن و کتاب هفته به چاپ رسید. انتشار این داستان‌ها باعث شهرت صادقی شد. غلامحسین ساعدی درباره صادقی نوشته است «نويسنده تازه‌ای پا به ميدان گذاشته بود. شايد هم کسی حدس نمی‌زد که پشت اين نقاب ناآشنا، از راه رسيده‌ای پنهان شده با کوله‌باری از طنز و هزل، نه به معنای طنز متداول يا هزل مرسوم و پذيرفته‌شده، يعنی ساده و گذرا. نويسنده‌ای پيدا شده که گريه و خنده را چنان ظريف به‌ هم گره خواهد زد که به‌صورت پوزخندی شکوفه کند؛ نه به سبک گوگول يا مايه‌گرفته از کار چخوف و ديگران. انگشت روي نکته‌ای خواهد گذاشت و دنيای تازه‌ای را نشان خواهد داد که کم کسی آن‌ را می‌شناخته».

صادقی در این سال‌ها، در سفرهای متعددش به اصفهان، در انجمن ادبی صائب شرکت می‌کرد که به‌تازگی از سوی حمید مصدق و همفکران او پایه‌گذاری شده بود. صادقی همچنین داستان‌های خود را در مجله جنگ اصفهان نیز منتشر می‌کرد که یک مجله ادبی مستقل و آوانگارد بود و در سال ۱۳۴۴ توسط گروهی از نویسندگان و شعرا از جمله هوشنگ گلشیری، ابوالحسن نجفی و محمد حقوقی منتشر می‌شد.

شناخته‌شده‌ترین رمان کوتاه بهرام صادقی به نام ملکوت، نخستین بار در مجله کیهان هفته (۱۳۴۰) و بعدها در مجموعه داستان سنگر و قمقمه‌های خالی (۱۳۴۹) و نهایتا بصورت مستقل در سال ۱۳۵۰ به چاب رسید. عناصر فراطبیعی و اندیشه‌های غم‌انگیز و تیره جزو ویژگی‌های شاخص این رمان کوتاه هستند.

داستان‌های بهرام صادقی با اقبال بسیار خوبی روبرو شد و در سال ۱۳۵۴، جایزه ادبی فروغ فرخزاد به صادقی و هوشنگ گلشیری اهدا شد.

261
0
 
0
لینک کوتاه: